الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

172

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ » « 1 » ؛ مرگ بر اصحاب أخدود ، سوگند به شاهد و مشهود ، در گودال‌هايى پر از آتش ، كه در كنارش نشسته بودند ، و آنچه را بر مؤمنان مىرفت تماشا مىكردند ، و هيچ ايرادى جز ايمان آوردن به خداوند پيروزمند ستوده بر آنان نداشتند ، همان خدايى كه فرمانروايى آسمان‌ها و زمين او را است و بر همه چيز گواه است . ( 1 ) أرياط يا أبرهه ابن هشام « 2 » و طبرى « 3 » از ابن اسحاق و غيره با پنج طريق « 4 » و از يعقوبى « 5 » و مسعودى « 6 » نقل مىكنند آن كسى كه نجاشى او را بر حبشىهاى عازم يمن امير كرد ، ارياط بن أصحمه بوده است . او سال‌هاى زيادى در آنجا سلطنت كرد . سپس در مورد امور حبشىها ، ابرهه با وى به نزاع برخاست و او در ابتدا از جملهء سربازانش بود . به اين ترتيب حبشىها به دو گروه تقسيم شدند و هر كدام به يكى از آنها پيوستند و آمادهء جنگ شدند . « 7 » ( 2 ) طبرى با پنج طريق نقل مىكند كه وقتى ارياط بر يمن مسلّط شد ، به ملوك ؛ يعنى شيوخ عشاير و قبايل يمنى رسيدگى و توجه مىكرد و به فقرا هيچ اعتنايى نمىكرد . بنابراين مردى از حبشىها كه به وى أبرهه ، ابو يكسوم مىگفتند ؛ قيام كرد و مردم را به سوى خويش دعوت كرد و به جنگ ارياط پرداخت . « 8 » ( 3 ) وى از هشام كلبى نقل كرده است كه وقتى خبر ذو نؤاس به نجاشى رسيد ؛ لشكرى هفتاد هزار نفره را آماده كرد و دو فرمانده را بر آنها گمارد كه يكى از آنها ابرهه بود - و ديگرى را نقل نكرده است - آنها به هنگامى كه به صنعاء رسيدند و ذو نؤاس مشاهده كرد كه توانايى مقابلهء با آنها را ندارد ، سوار اسبش شد و خود را در دريا غرق كرد و او آخرين پادشاه حميرىها

--> ( 1 ) . بروج ( 85 ) ، 4 - 9 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 41 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 125 . ( 4 ) . همان ، ص 137 . ( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 173 . ( 6 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 78 . ( 7 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 128 . ( 8 ) . همان ، ص 137 .